تحلیلی بر چرایی وقوع توطئه سقیفه پس از پیامبر

کودتای نفاق و سکوت


شاهدان واقعه غدیر در سکوتی همه گیر سر به زیر می افکنند، به گواهی تاریخ برخی گریه سر می دهند و پشیمان می شوند اما باز کاری نمی کنند، حجت خدا، ناموس الهی را سوار بر مرکبی همراهی می کند و در غروب غریبانه مدینه برای باقی ماندن آنچه رسول خدا بر سر آن جان مبارکش را فدا نمود، صبر پیشه می کند و ناله های غریبانه بیت الاحزان نور چشمان پیامبر، در گوش تاریخ زمزمه ای جاودانه دارد که پیش از آنکه ملعونین ریسمان بر دست مولای دو جهان اندازند، سکوت مسلمانان دست ولی خدا را در بند کرد.


کودتای نفاق و سکوت

واحه ؛ پایگاه سبک زندگی ولایی : ماجرای سقیفه را کم و بیش همه شنیده و می دانند، اما شاید ریشه های شکل گیری چنین جریانی آن هم بلافاصله پس از شهادت پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه نیاز به تامل بیشتری داشته باشد.

پیامبر گرامی اسلام، در بدترین اقوام زمان خود، در میان بدترین سنت ها و بدعت ها و در میان جاهل ترین مردمان جهان در آن زمان به رسالت مبعوث گشت. بعثت پیامبر طومار ظلمت جهل جاهلیت عرب را برچید و انقلابی در جامعه بدوی عرب در تمامی زمینه ها پدید آورد. پیامبر صلوات الله علیه و آله به مدت 23 سال با مظاهر جاهلیت و ظلمات درون افراد این تمدن جاهلی مبارزه نمود و شاید یکی از جنبه های اعجاز رسالت پیامبر عظیم الشان اسلام را بتوان پی ریزی تمدن والای اسلامی بر مبنای ارزش های والای الهی در چنین شرایط و فضایی دانست. اما مطلب مهمی که باید بدان توجه نمود، پرده انداختن از چهره آرمانی مدینه در زمان پیامبر گرامی اسلام و تمرکز بر چهره واقعی جامعه در زمان آن بزرگوار است. چهره واقعی که در جهالت های بازمانده از عصر جاهلی، نا فرمانی ها و تخلف ها از فرمان پیامبر خدا، روا داشتن بی احترامی ها به پیامبر و بروز خیانت ها و طرح ریزی دسیسه ها علیه ایشان خود را به خوبی نمایش می دهد. پس باید توجه داشت، جامعه اسلامی در زمان پیامبر گرامی اسلام یک جامعه آرمانی بر پایه تمامی ارزش های اصیل اسلامی نبود،  و با اینکه زحمات بی دریغ پیامبر در تربیت فردی و اجتماعی این جامعه نمونه ای بی بدیل از حکومت الهی را در آن پدید آورده است، ولی همچنان راه بسیاری تا تحقق آرمان های اصیل اسلامی در آن باقی مانده بود.

اگر حوادث کلیدی رقم خورده در زمان پیامبر را به صورت فهرست وار مرور نماییم، می توانیم تحلیلی از ریشه های وقوع ماجرای سقیفه و اتفاقات جگر سوز پس از آن داشته باشیم.

1-    ترور نافرجام پیامبر در بازگشت از غزوه تبوک: منافقان با آگاهی از قطعیت جانشینی حضرت علی علیه السلام در جریان این جنگ(صدور حدیث منزلت از سوی پیامبر درباره حضرت علی علیه السلام) تصمیم به ترور پیامبر و احتمالا حرکت با سپاه به سوی مدینه و غصب حکومت.

2-    عدم مجازات خائنان به علت عدم وجود پذیرش این موضوع در جامعه آن زمان

3-    هم پیمانی بر مخالفت با جانشین پیامبر توسط اصحاب صحیفه اول که پنج نفر بودند.

4-    ترور نافرجام پیامبر در گردنه هرشی در بازگشت از آخرین حج

5-    هم پیمانی بر مخالفت با امر پیامبر در غدیر و انکار جانشین پیامبر توسط اصحاب صحیفه دوم که 34 نفر بودند.

6-     امتناع از پیوستن به سپاه اسامه که رسول الله تمرد کنندگان از این دستور را لعن فرمودند.

7-    عدم اجازه نوشتن وصیت و توهین به رسول خدا در لحظات شهادت

تمامی موارد فوق، نشان از زمینه دار بودن تصمیم اصحاب سقیفه و فعال بودن این افراد در جریان سازی و زمینه چینی برای تحقق خواسته شومشان در بدست گیری زمام امور بعد از رسول خدا می باشد آنچنان که با مطالعه تاریخ درمی یابیم که افراد شاخص وقایع فوق الذکر جزء متمهمان اصلی شهادت پیامبر نیز می باشند.

به هر روی با زمینه سازی های صورت گرفته بلافاصله پس از شهادت پیامبر و در حالی که هنوز امر تجهیز و تدفین رسول خدا صورت نگرفته بود، کودتای سقیفه با برنامه ریزی قبلی و به سرعت به سر انجام رسید. سلیم بن قیس هلالی(نویسنده کتاب اسرار آل محمد) از براء بن عازب انصاری نقل می کند:

چون رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلم درگذشت ترسیدم که قریش بر بیرون کردن امر خلافت از بنى هاشم بشورند. پس چون مردم کردند آنچه کردند یعنى با ابو بکر بیعت نمودند، آنچه باید مرا میگرفت از آشفتگى و سراسیمگى بسیار، علاوه بر اندوهى که از درگذشت رسول خدا داشتم، گرفت. با حال زار و نزار سرگشته می‏گشتم و نخبگان قوم را مى‏نگریستم که چه مى‏کنند؛ بنى هاشم سرگرم غسل و کفن و دفن رسول خدا بودند... همین طور میان آنان و مسجد در رفت و آمد بودم و نخبگان قریش را مى‏جستم. در همین گیر و دار بودم که ناگهان ابو بکر و عمر را دیدم. سپس بى‏درنگ خود را به ابو بکر و عمر و ابو عبیده‏  رساندم که با کسانى که در سقیفه گرد آمده بودند مى‏آمدند. آنان پیراهنهاى صنعانى به تن داشتند، هر کس بر آنان مى‏گذشت وى را به شدت مى‏زدند و اگر او را مى‏شناختند دستش را به زور مى‏کشیدند و بر دست ابو بکر مى‏مالیدند، چه مى‏خواست و چه نمى‏خواست.

شیخ مفید در کتاب «جمل» ص 59 روایت کرده است: عده‏اى از اعراب وارد مدینه شده بودند تا لوازم زندگى براى خود بخرند. مردم بخاطر وفات پیامبر صلى اللَّه علیه و آله از معامله با آنها مشغول به این امور شدند. آنان هم در بیعت و مسأله خلافت حضور یافتند.

عمر سراغ آنان فرستاد و ایشان را فرا خواند و گفت: «مبلغى براى بیعت خلیفه پیامبر بردارید و به سراغ مردم بیرون روید و آنان را دست جمعى بفرستید تا بیعت کنند، و هر کس امتناع ورزید به سر و پیشانى بزنید». راوى مى‏گوید: بخدا قسم اعراب را مى‏دیدم که لباسهاى صنعانى به کمر بسته بودند و مسلح شده بودند و چوب بدست گرفته بیرون آمدند و مردم را زدند و به اجبار براى بیعت آوردند.

 پس از این واقعه نکته قابل تامل دیگری روی می دهد که بی شک نشات گرفته از همان خوی و خصلت جاهلی باقی مانده در جامعه آن زمان است و آن سکوت در مقابل چنین انحراف عظیمی است. این سکوت مرگ بار اجتماعی و خالی نمودن صحنه سیاست توسط مهاجرین و انصار کار را به جایی می رساند که ولی خدا و امام حق غریبانه از منزلی به منزل دیگر برای احقاق حق خود(که  نه حق تمامی کائنات) می رود و بیش از انگشتان یک دست یاور نمی یابد.

شاهدان واقعه غدیر در سکوتی همه گیر سر به زیر می افکنند، به گواهی تاریخ برخی گریه سر می دهند و پشیمان می شوند اما باز کاری نمی کنند، حجت خدا، ناموس الهی را سوار بر مرکبی همراهی می کند و در غروب غریبانه مدینه برای باقی ماندن آنچه رسول خدا بر سر آن جان مبارکش را فدا نمود، صبر پیشه می کند و ناله های غریبانه بیت الاحزان نور چشمان پیامبر، در گوش تاریخ زمزمه ای جاودانه دارد که پیش از آنکه ملعونین ریسمان بر دست مولای دو جهان اندازند، سکوت مسلمانان دست ولی خدا را در بند کرد.


سقیفه     بسط ید     غدیر     سکوت مسلمانان     نفاق                        
نام شما:


ایمیل شما:
نظر شما:



حدیث روز
الحذر الحذر، فولله لقد ستر حتی کانه قدر غفر ؛ هشدار هشدار! به خدا سوگند چنان پرده پوشی کرده که پنداری تو را بخشیده است. نهج البلاغه؛ حکمت 30:امیر المومنین علی علیه السلام
نظر سنجی

نظر شما در مورد طرح جدید و گرافیک واحه چیست؟؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف
مشاهده نتایج