تفکرات ظاغوتی یک انقلابی خسته

بازگشت جاهلیت


با دمیدن نور اسلام در ظلمت خانه عرب جاهلی، روشنایی چراغ هدایت به حدی بود که دیگر تیرگی رنگ ظلمت به چشم نمی آمد، اما آنچه سر منشا وقایع ناگوار پس از رحلت پیامبر صلوات الله علیه گردید، حرکت این تیرگی از ظاهر به باطن جامعه اسلامی و ظهور پدیده شوم نفاق بود. رفاه طلبی و اشرافی گری و دنیا طلبی شاید از مهم ترین علل تنهایی امیر المونین در وقایع پس از رحلت پیامبر و البته انحراف جامعه و ارزش های اسلامی و احیای ارزش های جاهلی بود.


بازگشت جاهلیت

پس از انقلاب اسلامی کمتر کسی بود که خود را به نوعی به زیور ارزش های انقلابی نیاراسته باشد.در خانه کمتر کسی نشانه ای از انقلاب نبود. در واقع انقلاب ارزش های جامعه را زیر و رو کرده بود و دیگر تجملات و زخارف دنیا در نظر مردم ارزش محسوب نمی شد. در دوران جنگ هم با همدلی که بین مردم ایجاد شده بود، خیلی مجالی برای ظهور و بروز ارزش ها طاغوتی دیده نمی شد اما از همین دوران و پس از آن بود که عده ای با انواع توجیهات سعی در تئوریزه کردن نظام طاغوت با ارزش های انقلابی نمودند. مسئولینی که  در ازای زحمت هایی که در راه انقلاب متحمل شده بودند خود و خانواده خود را مستحق رفاه و آسایشی فراتر از جامعه می دیدند و به نوعی به واسطه سوابقشان و حضورشان در حلقه خاصان انقلاب، انتظارات ویژه ای هم از حکومت داشتند. از همان زمان بود که با تئوریزه شدن این نگرش دیگر نیازی به پنهان کاری نمی دیدند و ویژه خواری را برای خود حقی تصور می کردند که مردم نیز باید آن را بپذیرند. اینگونه بود که بی پروا و نه از سر صداقت که از سر صراحت و قبح شکنی، در خاطرات خود، شرح تفریحات خانوادگی خود را در کاخ های شاه نوشتند و در راه رفاه فرزندان خود از هزینه کردن آبروی انقلاب و حمله به اعتبار دستگاه قضا نیز مضایقه نفرمودند.

بدون شرح

کاخ شاه مخلوع در سد لتیان-محل تفریح هاشمی و خانواده از دوران جنگ

به تاریخ بر می گردیم. جایی که شیوخ اصحاب به گواه تاریخ آنقدر غرق در تجملات و زخارف دنیا بودند که نه تنها حق طلبی برای آن ها معنای خاصی نداشت، بلکه به تبعیت از آن ها در میان توده مردم نیز سخنی از سکه افتاده بود. روحیه عدالت خواهی جای خود را به مسابقه خواص در اشرافی گری و کسب فرصت ها و ویژه خواری ها داده بود و مطالبه حق در میان مردم، به مسابقه ای برای رسیدن به دنیا تبدیل شده بود و چنین بود که جامعه به تعبیر حضرت زهرای اطهر در خطبه شریفه فدکیه، پوستین کهنه دین را از تن برآورد و باطن جاهلی مردم باعث ظهور جاهلیتی جدید گردید که در آن علاوه بر تکاثر در امور دنیایی و رقابت های قبیله ای، این بار از اصطلاحات و ادبیات اسلامی بهره برداری می شد تا با بخشیدن سیمای اسلامی به این امور، زمینه شکل گیری تفکری ضد اسلامی به نام اسلام اموی در درون خود اسلام فراهم گردد.

ثروت های افسانه ای  و زندگی مجلل مجاهدین رکاب پیامبر نظیر طلحه ها و زبیر ها و سعد ابی وقاص ها از یک سو و استدلال بزرگان صحابه به ادله های جاهلی نظیر نسب و قبیله و ملاک قراردادن سوابق افراد برای بهره برداری از مواهب دنیایی، سبب تشدید سرعت جامعه در بازگشت به جاهلیت بود.

کاری که در کشور ما تحت نام سازندگی  و اما با سیل واردات کالاهای مصرفی و رواج فرهنگ مصرف گرایی و ارزشگذاری افراد در جامعه بر اساس شاخصه های مادی و توجه دادن بیش از اندازه جامعه به امور رفاهی و مهم تر از همه رواج تفکری در جامعه بود که به دروغ؛ خبر از اتمام جنگ و آغاز دوران آسایش و سکون و رکود در نیروها می داد. غافل از اینکه این انقلاب نوپا همچنان به روحیه مجاهدانه در عرصه های غیر نظامی نیاز حیاتی دارد.

این روند محدود به دوره ای خاص در دوران پس از جنگ نشد و انقلابیون خسته که با پایان جنگ نقاط قدرت را در کشور یکی پس از دیگری به دست گرفته بودند، توانستند، بسیاری از ارزش های تفکر ظاغوتی خود را با توجیهات مختلفی نظیر اقتصاد آزاد(لیبرالی)، در جامعه نهادینه نمایند و اینچنین بود که سرمایه سالاری و قبیله سالاری(آقازادگی) و اقتدارگرایی به عنوان مهمترین شاخصه های اجتماعی عصر جاهلی در جامعه ایران بروز کرد و حتی در جوک های مردم به پول و پارتی و پررویی تعبیر شد و به نوعی مورد پذیرش ضمنی جامعه قرار گرفت.

این جریان پس از آنکه هزینه های زیادی را اعم از مادی و معنوی طی سال های گذشته به جامعه تحمیل کرده و به قول خودش قشر مستضعف را زیر چرخ های توسعه ای که به آن نرسیده، له نموده، حالا قصد دارد با پرده برداری از شعارهای دروغینی نظیر شایسته سالاری و تقدم تخصص بر تعهد که طی سالیان با نقاب آن ها سعی در عوامفریبی داشت، ماهیت خود را آن گونه که هست در انظار به نمایش بگذارد و حقیقت و باطن شعارهای خود را که همان قبیله گرایی عصر جاهلی و آقازاده بازی خودمان است را بی پرده در عرصه سیاست کشور تئوریزه نماید. در همین راستا عالیجناب سرخ پوش که زیر پوشش سبز و بالاپوشش فعلا بنفش است، در اقدامی عجیب با حمله به رهبری، شورای نگهبان ،ائمه جمعه و  تهدید نظام به پیش آمدن شرارت، گفت چرا صلاحیت کسی که جدش امام است را رد کرده اید و کذا و کذا..گویی در نظر این پیرو نظریه سقیفه و اسلام اموی، همانطور که خلافت امری قبیلگی است، اجتهاد و صاحب منصبی هم امری ژنتیکی و قبیله ای است و وراثت در آن نقش دارد. البته این فرد در جفا به امام و آرمان هایش به همین مقدار هم بسنده نکرده و در حالی که همگان را بدهکار امام خوانده(که البته همه ایران وامدار امام هستند اما آقای هاشمی علاوه بر اینکه وامدار امام و انقلاب است فراموش کرده که خود و پسرش چه بدهی هایی به مردم دارند، از شورش اشرافیت بر رای ملت در 88 گرفته تا اختلاس و ارتشا و ضرر و زیانی که آقازاده در بندشان به مردم زده اند)افاضه نموده که هدیه بدی به بیت امام دادند، گویی که برای تقدیر از امام باید نوادگان وی را به مناصب مختلف گمارد تا حق امام ادا شود، انگار که امام برای قیامش هدفی جز روی کار آمدن بستگانش نداشته است.

پیش از این انحراف تفکر هاشمی تنها با واکاوی و غایت اندیشی در سیاست ها و خط مشی وی  قابل ردیابی بود، اما امروز دیگر این بی پرده سخن گفتن از ارزش های جاهلی و طاغوتی مورد نظر آقای هاشمی، کاملا نشان می دهد که وی مقاصدی در سر دارد که دیگر نمی شود با نقاب دلسوزی انقلاب و رهبری به آن ها جامه عمل پوشاند. هاشمی در تدارک ایرانی جدید است که در آن مفهوم سکولاریسم، لیبرالیسم، سرمایه محوری و قبیله گرایی از مفاهیم حیاتی به شمار می رود. هاشمی در تدارک ایرانی است که در آن حق حاکمیت ثروتمندان و اقلیت متنفذ بر اکثریت مردم(دموکراتیزاسیون) توسط خود مردم به رسمیت شناخته شود؛ هاشمی در تدارک ایرانی است که در آن مشروعیت رهبری را متکی بر آراء اقلیت متنفذ و ضد دین نموده و رهبری را به انزوا بکشاند؛ هاشمی به دنبال نهادینه کردن تفکری است که در صورت تحقق به فرموده امام، اسلام از آن سیلی خواهد خورد که تا صد سال نتواند سر بلند نماید، هاشمی در تدارک سقیفه ای دیگر است.


رفسنجانی     جاهلیت     طاغوت     سرمایه داری                            
Reply
no
0
yes
0
سید
1394/11/14 - 11:35
سلام این که این آقا قاطی کرده شکی نیست ولی ...
تو جامعه ما از این دسته آدمها کم نیست اصلا با این روشنفکری شما این بنده خدا و اهلش کله شدن و تمام داراییش به دولت برگشت بقیه چی یا نه مردم قشر فقیر و بیچاره که کلی حق حقوقشان پایمال شده و میشه چی چرا برای بقیه روشنفکری نمی شه چرا عدالت نمگید تو سطح جامعه کمه یا اصلا نیست نمیدونم حرف دل زیاده و ...

no
0
yes
1
1394/11/14 - 11:40
سلام
اینکه در جامعه از این دست آدم ها کم نیست یا هست که باید کار آماری بشود اما اگر کسی با این سطح نفوذ در جامعه باشد که قصد التقاط ارزش های انقلابی و طاغوتی را داشته باشد و مضغول تئوریزه کردن استحاله نظام اسلامی از درون باشد باید با او هم همین برخورد را کرد و در موردش جامعه را آگاه کرد. در این هم که در جامعه درد بسیار است، بله درد هست و گفتن درد هم خوب است و البته گفتن درمان بهتر..


Reply
no
0
yes
0
سید
1394/11/14 - 11:38
این آیه هم می خواستم بگم یادم رفت
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ

نام شما:


ایمیل شما:
نظر شما:



حدیث روز
الحذر الحذر، فولله لقد ستر حتی کانه قدر غفر ؛ هشدار هشدار! به خدا سوگند چنان پرده پوشی کرده که پنداری تو را بخشیده است. نهج البلاغه؛ حکمت 30:امیر المومنین علی علیه السلام
نظر سنجی

نظر شما در مورد طرح جدید و گرافیک واحه چیست؟؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف
مشاهده نتایج