Sun 10 Aug - 12:41 گفتاری در انتظار صحیح و غلط

کدام انتظار ؟ کدام منتظر

هر امر مثبت و پویایی می تواند دارای آفات و نسخه های بدلی باشد که توسط افراد نادان و نا آگاه و یا مغرض و معاند تولید و عرضه می گردند. مقوله انتظار نیز از این امر مستثنی نیست و از دیرباز تا کنون بوده اند افراد یا جریان هایی که جاهلانه یا عامدانه این عنصر حیاتی تشیع را بازیچه افکار منحرف خویش قرارداده اند، در ادامه به نقل از پایگاه رجانیوز، به واکاوی مسئله انتظار از دیدگاه امام خمینی وامام خامنه ای می پردازیم.

انتظار منفی

بعضی‌ها انتظار فرج را به این می‌‏دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان ـ سلام‏ اللّه‏ علیه ـ را از خدا بخواهند. این‌ها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند. بلکه بعضی از آن‌ها را که من سابقاً می‌‏شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود، یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب ـ سلام ‏اللّه‏ علیه ـ بود. این‌ها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می‌‏کردند و نهی از منکر هم می‌‏کردند و امر به معروف هم می‌‏کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی‌‏آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند.

یک دستۀ دیگری بودند که انتظار فرج را می‌‏گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می‌‏گذرد، بر ملت‏‌ها چه می‌‏گذرد، بر ملت ما چه می‌‏گذرد؛ به این چیز‌ها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف‏های خودمان را عمل می‌‏کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان‏شاءاللّه‏، درست می‌‏کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می‌‏گذرد یا در مملکت خودمان می‌‏گذرد، نداشته باشیم. این‌ها هم یک دسته ‏ای، مردمی بودند که صالح بودند.

 یک دسته‏ای می‌‏گفتند که خوب، باید عالم پر [از] معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می‌‏خواهند بکنند؛ گناه‏‌ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.

 یک دسته‏ای از این بالا‌تر بودند، می‌‏گفتند: باید دامن زد به گناه‌ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت ـ سلام ‏اللّه‏ علیه ـ تشریف بیاورند. این هم یک دسته‏ ای بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می‌‏زدند.

 یک دستۀ دیگری بودند که می‌‏گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آن‌ها مغرور بودند. آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آن‌ها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات [اشاره دارد] که هر کس علم بلند کند با علم مهدی، به عنوان «مهدویت» بلند کند، [باطل است.]

آیا(موارد فوق) معنایش این نیست که تکلیفمان دیگر ساقط است؟ یعنی، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست ؟این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید؟ حضرت صاحب که تشریف می‌‏آورند برای چی می‌‏آیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفۀ قرآن دست از نهی از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای اینکه حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه می‌‏کنند؟ حضرت می‌‏آیند، می‌‏خواهند همین کار‌ها را بکنند. الآن دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد؟ به حسب  رأی این جمعیت، که بعضیشان بازیگرند و بعضیشان نادان، این است که ما باید بنشینیم،... دعاگوی امریکا باشیم و... امثال این‌ها تا اینکه این‌ها عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند.

بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند؛‌‌ همان کاری که ما می‌‏کنیم و ما دعا می‌‏کنیم که ظلم و جور باشد! حضرت می‌‏خواهند همین را برش دارند.

 

انتظار مثبت

ما اگر دستمان می‌‏رسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم و جور‌ها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست، منتها ما نمی‌‏توانیم. اینی که هست این است که حضرت عالم را پر می‌‏کند از عدالت؛ نه شما دست بردارید از تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید...، البته آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمی‌‏توانیم [پر] بکنیم. اگر می‌‏توانستیم، می‌‏کردیم، اما چون نمی‌‏توانیم بکنیم ایشان باید بیایند. الآن عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است،] تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم. اما نمی‌‏توانیم بکنیم؛ چون نمی‌‏توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت ـ سلام‏ اللّه‏ علیه ـ.»(1)

 انتظارى که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازىِ امام زمان آماده کنیم.  سربازىِ امام زمان، کار آسانى نیست. سربازىِ منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد.

عدّه‌اى این اعتقاد را وسیله‌اى براى تخدیر خود یا دیگران قرار مى‌دهند؛ این غلط است. ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پُر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌اى نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شویم. شنیده‌اید، در گذشته کسانى که منتظر بودند، سلاح خود را همیشه همراه داشتند. این یک عمل نمادین است و بدین معناست که انسان از لحاظ علمى و فکرى و عملى باید خود را بسازد و در می‌دانهاى فعّالیت و مبارزه، آماده به کار باشد.

 اعتقاد به امام زمان به معناى گوشه‌گیرى نیست. جریانهاى انحرافى قبل از انقلاب تبلیغ مى‌کردند، الان هم در گوشه و کنار تبلیغ مى‌کنند که امام زمان مى‌آید و اوضاع را درست مى‌کند؛ ما امروز دیگر چه کار کنیم! چه لزومى دارد ما حرکتى بکنیم! این مثل آن است که در شب تاریک، انسان چراغ روشن نکند؛ چون فردا بناست خورشید عالمتاب بیاید و روز شود و همه دنیا را روشن کند. خورشیدِ فردا، ربطى به وضع کنونى من و شما ندارد. امروز اگر ما مى‌بینیم در هر نقطه دنیا ظلم و بى‌عدالتى و تبعیض و زورگویى وجود دارد، این‌ها‌‌ همان چیزهایى است که امام زمان براى مبارزه با آن‌ها مى‌آید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را براى مبارزه با این‌ها آماده کنیم.»(2)

 

برای تعجیل در فرج امام آرزومندان صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

1- در انتظار ولی اعظم ص۱۰۳-۹۷ برگرفته از صحیفه امام ج ۲۱، ص۱۷-۱۶

2- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم 81/07/30