Tue 12 Aug - 17:34 شهید علی صیاد شیرازی

راز یک بوسه

وقتی خبر ترفیع درجه‌اش به سرلشگری آمد خوشحال بود از این بابت که به واسطه‌ی مسئولیت سنگینتر نظامی به هم نشینی با رهبری بیشتر نائل می شود و می‌گفت که:
«درجه گرفتن فقط ارتقای سازمانی نیست، وقتی آقا درجه را روی دوشم بگذارند، حس می‌کنم ازم راضی هستند. وقتی ایشان راضی باشند، امام عصر(عج) هم راضی‌اند. همین برایم بس است.انگار مزد تمام سال های جنگ را یکجا بهم داده‌اند.»

شاید به خاطر همین تواضع و فرمانبرداری بود که تصویر زانو زدن رهبری مقابل تابوت شهید صیاد و بوسه ی ایشان بر تابوت، تبدیل به یک تصویر تاریخی در ذهن ها شد. و شاید به همین دلیل است که فرزندش می‌گوید در همان لحظه ای که مقابل تابوت پدر، از فرط اندوه و البته عشق به رهبری، گریه کنان روی پای آقا افتادم، خداوند صبر بر مصیبت پدر را بر من عطا کرد و آرامشی خاص وجودم را فراگرفت. و شاید به دلیل همین عشق و ارادت دوطرفه بین شهید صیاد و حضرت آقا بود که فردای تشییع پیکر شهید، آقا، زودتراز خانواده شهید بر سر مزار شهید حاضر شده بودند و می‌گفتند: «دلم برای صیادم تنگ شده...»

یک شب خواب دیده بود که امام به او می گوید: «شما کارتان درست می شود، نگران نباشید.» 21 فروردین 78 بود، کارش درست شد.