Sat 30 Jan - 16:51 در حاشیه دعواهای رسانه ای با شورای نگهبان

روزی روزگاری استاد

بزرگ اند، آنقدر بزرگ که نامشان را هم نمی توان برد. اولین بار که دیدمشان دم دمای سحر در زیر زمین یک خانه در قم بود. تقریبا 60 – 70 نفر آدم آنجا بودند و منتظر که حاج آقا برای ادای فریضه صبح تشریف بیاورند. ایشان استاد بود و پیر و مرشد آن جمع. حالا که به آن روزها فکر می کنم با خودم می گویم؛ لغزش بزرگ تر ها هم ظریف تر است و هم سهمگین تر...

این روزها در کانال تلگرامی همان استاد بزرگ، مطلبی دیدم درباره شورای نگهبان که معلوم بود خودشان ننوشته اند و احتمالا یکی از همان دوستان حاضر در پای منبرشان زحمت اش را کشیده، و سایت ها آن را به عنوان اعتراض ایشان به شورای نگهبان پوشش داده اند. همین که متن را خواندم دیدم اتفاقا برای ایشان خیلی حق واضح و روشنی است که چنین سوالاتی را در ذهنشان داشته باشند. مثلا بپرسند چطور ایشان که شاگرد بزرگان است و خود از بزرگان رد صلاحیت شده است؟ یا بپرسند عملکرد جهت دارشان در فتنه 88 چه ربطی به اجتهادشان دارد؟ یا بپرسند اقامتشان در اردوگاه افراد زاویه دار با آرمان های انقلاب چه ضرری به انتخاب ایشان برای مجلس خبرگان می زند؟

بسیار خوب، در هر حال هر سوال با ربط و بی ربطی هم که باشد، هر انسان آزاده ای به صاحب این سوالات حق اعتراض می دهد. باید هم اعتراض کند، اعتراض هم مسیر مشخصی دارد که قانون مشخص کرده و قطعا یکی از آن ها کانال تلگرامی نیست. یکی از آن ها سایت های اینترنتی نیست. مگر اینکه عالم قصه ما که درس تواضع افتادگی به همه می داد بگوید، شورای نگهبانی که من امتحانش را قبول ندارم، همین اعتراض تلگرامی هم از سرش زیاد است.

آن چیزهایی هم که در کتاب های اخلاقی گفته اند و این عالم بزرگ هم احتمالا در کلاس های درس خود به افراد  پای منبرشان می فرمودند برای دیگران است. عیب بعضی ها و اشتباه بعضی ها و ایراد بعضی ها(به فرض اشتباه کردن شورای نگهبان) را باید علنی بیان کرد تا متوجه شوند و اصلاح کنند. اصلا نباید صبر کرد که ببینیم آیا اشتباهی رخ داده یا نه؟ اصلا نباید اول خودمان برویم و ببنیم دلیل رد شدنمان چه بوده. اصلا این طور که معلوم است خود این اعتراض عمومی مهم تر از تایید صلاحیت این عالم بزرگ است و به نظر می رسد آن ها که امروز گرد استاد دیروز مارا گرفته اند از همه در رد صلاحیت ایشان خوشحال ترند..

در هر حال این ماجرا ها مارا یاد شعر حافظ و واعظانی که در خلوت آن کار دیگر می کنند انداخت که اگر اینطور نبود، استاد ما باید با سعه صدر می رفت و دردش را با شورای نگهبان در میان می گذاشت و تازه اگر قانع نمی شد و آن وقت اگر گذشت از حق خود را هم به دلیل حق الناس طرفدارانش جایز نمی دید، آن وقت شروع به حمله به شورای نگهبان می کرد.(که حواله این حرکت و درست و غلط آن را هم می دهیم به صحبت های امام سفرکرده همین استادمان درباره شورای نگهبان و لزوم تبعیت از آن) افسوس که دوستان گرد استاد ما بهترین دفاع را حمله می دانند و البته می دانند که این حمله ها با هزینه آبروی استاد و  به قیمت آخرت او تمام می شود. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا..